//اورانوس//

زندگی تو بازتاب اندیشه های توست...خوشبختی در این است که شخص بداند که چه می خواهد و آنچه را آرزو دارد مشتاقانه بخواهد

فروم معتقد بود عشق تنها راهی است که فرد می تواند از طریق آن با دنیا متحد شود و در عین حال, به فردیت و یکپارچگی برسد.او عشق را به این صورت تعریف کرد:"وحد با کسی یا چیزی خارج از خویشتن, تحت شرایط حفظ کردن جدایی و یکپارچگی خویشتن" (فروم,1981,ص3).عشق مستلزم سهیم شدن و ارتباط برقرار کردن با دیگری است.اما در عین حال, به شخص امکان می دهد که منحصر به فرد و مجزا باشد. عشق فرد را قادر می سازدنیاز به ارتباط را ارضا کند بدون اینکه از یکپارچگی و استقلال خود صرف نظر نماید. در عشق,دو نفر یکی می شوند و با این حال, دو تا می مانند.

فروم در کتاب هنر عشق ورزیدن,اهمیت دادن,مسئولیت,احترام, و شناخت را به عنوان چهار عنصر مشترک در تمام شکلهای عشق واقعی مشخص کرد.کسی که عاشق دیگری است,باید به او اهمیت دهد و مایل باشد از وی مراقبت کند.عشق به معنی مسئولیت نیز هست یعنی, تمایل و توانایی به پاسخ دادن.کسی که عاشق دیگران است,به نیازهای روانی و جسمانی آنها پاسخ می دهد,برای آنها,آن گونه که هستند احترام قایل شوند, و سعی نمی کندآنها را تغییر دهد.اما افراد در صورتی می توانند به دیگران احترام بگذارند که آنها را بشناسند. شناخت دیگرانبه معنی در نظر گرفتن آنها از نقطه نظر خودشان است.بنابراین,اهمیت دادن,مسئولیت, احترام, و شناخت در رابطه عشقی, در هم تنیده هستند.

منظور از مسئولیت قبول کردن است نه دادن مسئولیت

شرمنده که این پست خیلی دیر شد.

نوشته شده در سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ توسط اورانوس نظرات () |

Design By : nightSelect.com