//اورانوس//

زندگی تو بازتاب اندیشه های توست...خوشبختی در این است که شخص بداند که چه می خواهد و آنچه را آرزو دارد مشتاقانه بخواهد

اولین نیاز انسانی یا وجودی , نیاز به ارتباط, سایقی بای پیوستن به  فرد یا افراد دیگر است. فروم فرض کرد که افراد به سه طریق با دنیا ارتباط برقرار میکنند:

1)سلطه پذیری , 2) قدرت, 3) عشق.

فرد می تواند برای یکی شدن با دنیا, تسلیم دیگری, گروه, یا یک سازمان شود."او ازاین طریق, جدایی وجود فردی خود را با بخشی از یک نفر یا چیزی بزرگتر از خودش خودش, متعالی می سازد و هویت خویش را در ارتباط با قدرتی که تسلیم آن شده است, تجبه می کند" (فروم, 1981, ص 2)

در حالی که افراد سلطه پذیر در جستجوی رابطه با افراد سلطه جو هستند, قدرت طلبان از همسران سلطه پذیر استقبال می کنند. زمانی که یک فرد سلطه پذیر و یک سلطه جو  یکدیگر را پیدا می کنند, اغلب رابطه همزیستی برقرار می نمایند, رابطه ای که بای هر دو نفر رضایت بخش است. گرچه این نوع همزیستی ارضا کننده است, اما مانع از پیشروی به سوی یکپارچگی و سلامت روانی می شود.

افراد در روابط همزیستی, با عشق به سمت یکدیگر کشیده نمی شوند, بلکه نیاز شدید به ارتباط, نیازی که هرگز نمی توان آن را با چنین مشارکتی به طور کامل ارضا کرد, آنها را به سمت یکدیگر می کشانند. زیر بنای این اتحاد, احساس های ناهشیار خصومت است.افراد در روابط همزیستی, همسران خور را به خاطر اینکه نمی توانند نیاز های انها را به طور کامل ارضا کنند, سرزنش میکنند.آنها به جستجوی سلطه پذیری یا قدرت بیشتر بر می آیند و در نتیجه, به طور فزاینده ای به همسرشان وابسته, و از فردیت دور می شوند.

 

 بقیه رو تو پست بعدی مینویسم.

نوشته شده در دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط اورانوس نظرات () |

در تحقیقی که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد میتوانند توانایی سرکوب خاطرات احسـاسی را در خـود ایجاد کنند. ایـن تحقـیق فـعالیـت مـغز را در افراد تحـت آزمـایش کـه برای سرکوب خاطرات مربوط بـه تصـاویر منـفی تعلیم دیده بودند، مـی سنجـید و دو مکـانیـزم را در قسـمت جلـو مـغز نشـان داد. ایـن تحقـیـق مـی تـوانـد بـه متخصصین بـالینـی کـمک کنـد روش هـای درمانی جدیدی برای آنها که قادر به سرکوب خاطرات ناراحت کننده خود نیستند و با بیماری های اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگی، اضطراب، و سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند.

محقق این تحقیق می گوید، "ما در این تحقیق نشان می دهیم که افراد می توانند با تمرین برخی خاطرات خود را در یک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور می کنیم به مکانیزم های عصبی آن دست یافته ایم و امیدواریم که این یافته های جدید و تحقیقات آتی، به رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی در درمان انواع مختلفی از اختلالات احساسی ختم شود."

"طی مرحله تمرینی این تحقیق، از شرکت کننده ها خواسته شد 40 جفت مختلف تصویر را به ذهن بسپارند که هر جفت از یک صورت انسانی و یک تصویر اخلال گر مثل یک تصادف اتومبیل، یک سرباز زخمی، یک صحنه قتل وحشیانه، یا صندلی الکتریکی ساخته شده بود."

بعد از به خاطر سپاری هر جفت، از شرکت کننده ها خواسته می شد به طریقی خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها MRI گرفته می شد. او می گوید، "فقط تصاویر صورت های انسانی به آنها نشان داده می شد و این خودشان بودند که می توانستند تصمیم بگیرند به تصویر اخلال گر فکر کنند یا نکنند."

"اسکن های مغزی گرفته شده طی این تحقیق نشان دهنده هماهنگی سرکوب حافظه ای بود که در قشر جلویی مغز ایجاد می شود. تیم تحقیق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلویی مغز، هیپوکامپ و آمیگدالا، که در یادآوری های تصویری رمزگذازی حافظه و بازیابی، و بازده احساسی دخیل هستند، در کنار هم برای سرکوبی خاطرات کار می کنند. این نتایج نشان میدهد که سرکوبی خاطرات، حداقل در افراد غیر-روانپزشکی، تحت کنترل بخش جلویی مغز، اتفاق می افتد." این تحقیق نشان داده است که شرکت کننده ها روی خاطرات احساسی خود خوب تسلط داشته اند. و با بستن یک قسمت خاص از آن خاطرات، کاملاً می توانستند پروسه بازیابی برخی خاطرات خاص را متوقف کنند. محققان تصور می کنند که سرکوب کردن خاطرات می تواند یک ویژگی کاملاً مثبت باشد.

خاطرنشان می کنند که، "مشخص نیست که یک خاطره احساسی بسیار آسیب زا مثل یک تصاوف شدید، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان می دهد. مواردی هم وجود دارد که ممکن است فرد برای سرکوب کردن یک خاطره خاص، نیاز به هزاران بار تمرین دارد."

"بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف دکتر سیگموند فروید نیز روی آن کار کرده است، بحثی بسیار جدال انگیز است. امروزه بحث زیادی در این مورد وجود دارد که آیا می توان خاطرات سرکوفته را برای خاطرات خنثی شده استفاده کنیم یا نه."

"تصور می کنم که مهمترین مسئله دراین زمینه این است که افراد مکانیزم های عصبی مشخصی دارند که به دانشمندان این امکان را می دهد رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی برای آندسته از افرادیکه از احتلالات احساسی رنج می برند، کشف کنند."

نوشته شده در یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ توسط اورانوس نظرات () |

Design By : nightSelect.com